
سوء مصرف و اعتیاد به مواد تغییر دهنده خلق و رفتار، یکی از بارزترین آسیب های روانی و اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی را سست کند.
امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی و بهداشت عمومی محسوب می شود.
در خصوص سوء مصرف مواد امروزه مشخص شده که نیازمند مداخلات پیشگیری وسیع هستیم و به منظور پیشگیری مؤثر به نظر می رسد شناخت و درک علل رفتار ضروری است.
در این خصوص می توان جنبه های شناختی، نگرشی و شخصیتی فرد را در نظر گرفت.
عوامل شناختی، اطلاعات دقیق و درست فرد درباره مزایا و معایب سوءمصرف مواد است؛ درواقع اشخاصی که از پیامدهای منفی مواد آگاهی دارند، در مقایسه با اشخاصی که چنین اطلاعاتی ندارند کمتر احتمال دارد که به مصرف مواد روی بیاورند.
علاوه بر این، نگرش افراد نسبت به اعتیاد و معتادان نقش مهمی در گرایش فرد به مواد دارد.
بسیاری از مطالعات ارتباط بین نگرش مثبت به مواد و مصرف آن را به تایید رسانده اند.
پژوهش های مختلف نشان داده که میان شروع مصرف مواد و نگرش ها و باورهای افراد درباره مواد ارتباط وجود دارد، به واقع نگرش های مثبت درباره مصرف مواد ،تسهیل کننده ی زمان شروع مصرف مواد هستند، نگرش دارای ۳ ویژگی جزء هیجانی ،جزء رفتاری، و جزء شناختی می باشد.
ویژگی شناختی به معنای عقاید آگاهانه فرد درباره ی موضوع نگرش است، ویژگی احساسی به معنی احساس های خوشایند یا ناخوشایند است که در وقت فعال شدن نگرش انگیخته می شود و ویژگی رفتاری یعنی کارکردهای عملی که در پاسخ به نگرش رخ می دهد.
احتمال مصرف و اعتیاد افرادی که نگرش ها وباورهای مثبت به مواد مخدر دارند، بیش از کسانی است که نگرش های منفی دارند، این نگرش های مثبت معمولا عبارتند از کسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلای به اعتیاد.
بنابراین گذشته از آثار ثابت شده مواد مخدر، مردم ممکن است با باورهای غلط زیر، اقدام به مصرف آنها کنند.
این مواد واکنش انسان را نسبت به حس درد کاهش می دهند و روی عامل اصلی ایجاد درد هیچگونه اثری ندارند.
بسیاری از بیماری های بشر با درد همراه است، از جمله اضطراب، افسردگی، بیماری های استخوان و مفاصل، سرطان ها و بیماری های عفونی. اما مصرف کنندگان و توصیه کنندگان به مصرف مواد توجه ندارند که نسبت به اثر ضد درد این مواد تحمل ایجاد می شود.
یعنی مثلا در پنجمین مصرف برای اینکه همان درد اولیه کاهش یابد باید مقدار بیشتری مصرف شود، که این مقدار گاهی تا ۳۰ برابر مقدار مصرف اولیه لازم می شود.
گاهی افراد بی اطلاع توصیه می کنند که مصرف موادمخدر برای کاهش آلام روحی و اضطراب و افسردگی و سایر بیماری های روانی که نسبتا شایع و به شدت آزاردهنده هستند، مفید است.
در واقع افراد به غلط از مواد مخدر به عنوان ابزاری جهت تسکین هیجانات منفی استفاده می کنند.
تفکر غلط اثر تسکینی مواد مخدر بر بیماری های روانی و اضطراب از آنجا ناشی شده که این مواد دارای اثر تسکین بخش و آرام بخش هستند.
هر ماده آرام بخشی علائم ظاهری اضطراب را کاهش می دهد.
اکثر بیماری های روحی همراه اضطراب هستند. افسردگی که بیماری قرن است در بسیاری از موارد همراه با اضطراب است.
بنابراین در اوایل مصرف، شخص که به هر علت دچار اضطراب و ناآرامی روحی است ممکن است با مصرف مواد احساس آرامش کند.
اما این پدیده ثابت شده که در افراد مضطراب و نا آرام پس از اولین مصرف، خطر اعتیاد بسیار بالا است و مواد اعتیادآور قطعا پس از مدتی، خود افسردگی زا و به تبع آن اضطراب آور خواهند بود.
یعنی در نهایت نه تنها با مصرف موادمخدر افسردگی، اضطراب و آلام روحی انسان کاهش نمی یابد، بلکه تشدید هم می شود زیرا تغییر خلق و ایجاد حالت شادی کاذب توسط مواد مخدر فقط در اوایل مصرف ایجاد شده است.
نوجوانان و جوانان در مقطعی از زندگی خود هستند که بحران و ناآرامی روحی و اضطراب فراوانی دارند و به همین دلیل است که با اولین آشنایی ها خطر اعتیاد در آنها زیاد است.
نوجوان روابط اجتماعی و خانوادگی آرام و حمایت کننده ای لازم دارد تا آلام روحی او کاهش یافته به سمت اعتیاد نرود.
توصیه دیگری که ناآگاهان برای مصرف موادمخدر دارند در مورد مشکلات روابط جنسی مردان به خصوص مردان جوان است.
مشکلات جنسی در آنان معمولا ریشه در هیجانات و اضطرابات شخص دارد اگر این مواد در موارد نادری از مشکلات فوق بکاهد، در طولانی مدت باعث ایجاد افسردگی و کاهش میل جنسی می شود.
متأسفانه بعضی از کسانی که پس از رانندگی ممتد دچار خستگی می شوند پس از چند بار مصرف و احساس رفع خستگی و سرخوشی کاذب، در دام اعتیاد گرفتار می شوند.
قسمت اعظم دردهای بشر روانزاد است، انواع کمردردها، پشت درد، سردرد، دل دردهای مزمن، دردهای عضلانی و استخوانی، می تواند جنبه روانی داشته باشد.
کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب پذیر هستند.
این مواد اصل درد و عامل ایجاد کننده درد را از بین نمی برند فقط شخص را نسبت به درد بی تفاوت می کنند.