مسئولیت پذیری بیش از حد برای دیگران

مسئولیت پذیری بیش از حد برای دیگران

هر چیزی که خراب می شود، تقصیر من است.

اگر من آن کار را نکرده بودم، الان همه چیز خوب بود.

اگر من مادر بهتری بودم، الان بچه هایم به مدارج بالاتری رسیده بودند.

 

اینها افکاری است که در ذهن فردی می گذرد که دچار احساس مسئولیت افراطی است.

مسئولیت تمام بدبختی ها و ناامیدی ها، از کوچک و بزرگ، با اوست.

 

شما، در برابر دیگران چقدر مسئولیت پذیر هستید!؟

این مطلب برای کسانی است که مسئولیت پذیری بیش از حد برای دیگران احساس می کنند.

مسئولیت پذیر بودن ویژگی خوبی هست اما مسئولیت پذیری بیش از حد به سلامت شما آسیب می زند.

زیرا یک پیام مهم در خود دارد و آن این است که من مهم نیستم.

حال اینکه چرا مهم نیستید و ریشه در چه مشکلاتی دارد می بایست بررسی شود.

 

احساس مسئولیت افراطی چیست؟

ایده مسئولیت داشتن برای چیزهایی که خارج از کنترل فرد است و وسواس شدید نسبت به احساس مسئولیت در برابر دیگران، گاهی با اختلال وسواس جبری علمی در ارتباط است.

به تدریج این وسواس تشدید شده و می تواند شامل افکار خودکشی شود.

چنین فردی به تدریج دچار فرسودگی در زندگی می شود.

فرد دائما در حال برنامه ریزی برای زندگی خود و دیگران است.

از دیدن بی مسئولیتی دیگران به شدت ناراحت می شود.

دائما مسئولیت های دیگران را به آنها گوشزد می کند.

وظایفش را به خود یادآوری می کند.

به محض اینکه برنامه ای پیش می آید، کل بار آن را روی شانه های خود حس می کند.

 

احساس مسئولیت افراطی با علائم زیر همراه است:

احساس گناه: احساس گناه شدید ناشی از شکست در امری که فرد نتوانسته پیش بینی کند و خود را سرزنش می کند که باید به نحو دیگری رفتار می کرد.

 

خود انتقادی: از خود انتظارات بیشتری دارد. در اثر عدم موفقیت احساس حماقت می کند و هیچ وقت هیچ کاری در نظر او کامل نیست.

 

اضطراب: نگرانی مداوم در مورد ایده آل بودن امور و فکر کردن به احتمالات منفی.

 

عزت نفس پایین: اگر کاری به خوبی پیش نرود، فرد احساس بی کفایتی می کند.

 

افسردگی: احساس مسئولیت در برابر تمام شکست ها.

 

گوش کردن ندای درون: ندای درون ما مهم است. اگر هر بار که چیز نامطلوبی رخ می دهد می نشینید و با خود می گویید «تو یک احمق به تمام معنایی، تقصیر تو بود.» این اعتقاد را در خود درونی می کنید.

کم کم به این باور می رسید که مشکل دارید و شاید با گذشت زمان تاثیر دیگر عوامل را در موضوع نادیده بگیرید.

ندای درون اهمیت دارد. ما با این ندا خود را تعریف می کنیم و آن را در افکارمان انعکاس می دهیم که به نوبه خود بر رفتار، احساسات و دیدگاه ما نسبت به خودمان تاثیر می گذارد.

 

 

احساس مسئولیت افراطی از کجا ناشی می شود؟

یافتن منشا اصلی احساس مسئولیت افراطی کمی سخت است.

به صورت کلی، اگر فردی دچار این حالت باشد، کاملا این احتمال وجود دارد که از کودکیش ناشی شده باشد.

ممکن است این احساس در اثر بی مسئولیتی یک نفر در خانواده اصلی ناشی شده باشد.

این فقط یک عامل است. تروما، سوءاستفاده و آزار در کودکی و ایده آل گرایی از دیگر عوامل بروز این رفتار است.

صرف نظر از آنکه هر چیزی عامل این رفتار باشد، به نظر می رسد این رفتار این طور شروع می شود:

جایی در طول زندگیتان، یاد گرفته اید که نیازهای خود را انکار کنید. شاید بدین دلیل که احساس می کنید جایی برای نیازهای شما وجود ندارد.

به این نتیجه رسیده اید که شما و فقط شما هستید که به او تکیه می کنند.

این ممکن است به خاطر رفتار دیگران یا خودتان باشد.

به عبارت دیگر، همه شما را ناامید می کنند یا نمی توانید از کسی کمک بخواهید.

دچار احساس مزمن بی کفایتی هستید.

شاید فقط وقتی از شما تشکر می شود که کاری انجام می دهید یا از کسی مراقبت می کنید.

احساس می کنید فقط وقتی ارزش دارید که نشان دهید چقدر مسئول هستید.

الگوهای فوق باعث ایجاد احساس مسئولیت افراطی در فرد می شوند.

 

 اما عجالتاً از سه روش زیر می توانید برای برای رهایی از این مشکل کمک بگیرید:

  • به درون خود تمرکز کنید

در بحث مسئولیت پذیری بیش از حد در قبال دیگران فراموش نکنید که اول باید به درون خودتان دقت کنید.

اولین قدم برای رهایی از مسئولیت پذیری بیش از حد در قبال دیگران، تنظیم احساسات و نیازهای تان است.

متاسفانه زمانی که تمرکز شما روی دنیای بیرون، نیازها و احساسات دیگران است، خیلی از خودتان دور می شوید.

پس در درجه اول تمرکز روی خودتان، احساسها و نیازها را شروع کنید.

یک تمرین ساده این هست که اگر پی بردید که برای دیگران بیش از حد مسئولیت پذیر هستید فکر کنید اطرافیان آیا انتقادی از شما می کنند یا نه!؟

خودتان با مسئولیتهایی که قبول می کنید چه احساسهایی را تجربه می کنید؟

کدام یک از این احساسها آزاردهنده است؟

در آن لحظه چه نیازی درون شما با شما حرف می زند؟ اگر به خودتان باشد دوست دارید چه کار کنید؟ استراحت، تفریح، مطالعه و…

 

  • مرز تعیین کنید

برای دیگران وقت بگذارید، اما خودتان را فراموش نکنید.

اگر بیش از حد در دیگران غرق شوید وقتی برای خودتان نمی ماند، خسته و کلافه می شوید.

پس بهتر است با قدمهای کوچکی شروع کنید و مرزهایی را برای خودتان با دیگران ایجاد کنید.

مثلا از یک ساعتی به بعد در طول روز، زمان برای زندگی خانوادگی مان است پس تشخیص بدهیم چه تلفنی را

جواب بدهیم، برای چه کسی و چه میزان وقت بگذاریم یا نگذاریم.

 

  • خود را در اولویت قرار بدهید

ممکن است با توجه به خانواده ای که داشتید و بزرگ شدید به اشتباه به شما یاد داده باشند که شما و احساسات شما در اولویت نیست.

در حالی که باید چنین طرز نگاهی را با این دیدگاه جایگزین کنید که شما مسئول اولویت دادن به احساسهای خودتان در درجه اول هستید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *