هانیه asked 1 سال ago

سلام خسته نباشید  منو مادر شوهرم پسندیده و اولین بارم توی پارک رفتیم با خواهرم و مادرش همو ببینیم ما از هم خوشمون اومد سه ماه صیغه بودیم بعد عقد کردیم سه ماهه عقد کردیم یه روز بدون قهر و دعوا نبوده همشم بخاطر این ک منو شوهرم میریم بیرون میرونه خونه مامانش میگ دورت بگردم کجا رفتین چیکار کردین اونم میگ فلان جا با پسر عمو زنم و اینا میگ نه قربونت برم زنتو اونجور جاها نبر فلان میگ پول اینا به زنت میدی یه وقت بدون پول نمونه اونم میگ اره فلان جا انقد دادم بعدش به من میگ زیاد از علی میگیریاا منم بهش میگم مامان جان شما از من بیشتر از علی میگیری بهش بر میخوره وقتی زنگ میزنم میگم این کتونی دیدم میخام بگیرم برام پول میزنی اول زنگ میزنه مادرش اجازه میگیره بعد ب من پول میده مادرش هی میگ اینو بپوش اونو نپوش به زور چیزایی نه دوس ندارم تنم میکنن یه راه کار میخام از شما